خوش آمدید
 
 
« و اما بنعمه ربک فحدث »
با سلام , ورود شما کاربر محترم را به سایت پیام مهتاب خوش آمد می گوییم.
به شکرانه الطاف بیکران و به یمن فیوضات آسمانی و زمزم معارف ربانی و ارشادات مشفقانه استاد معنوی خویش« حضرت استاد یعقوب قمری شریف آبادی» در راه تحقق اهداف متعالی امام, انقلاب, رهبری بر آن شدیم که دریچه ای از فروغ محفل روح الله به سوی ترویج و تحقق اهداف انقلاب, معارف دینی و اسلام ناب محمدی بگشاییم.
امید است که به فضل پروردگار گامی نوین در راه اعتلای حقیقت مقدس و روشنی بخش ولایت در بین اقشار مختلف بویژه  جوانان برداریم . ما را با نظرات و پیشنهاد های سازنده خویش یاری سازید.
از حسن انتخاب شما متشکریم.
 
 
لطایف عارفانه

زبان گذشتگان در کتاب هایشان، و درجاتشان در مطالبشان نمایان میباشد.

استاد یعقوب قمری شریف آبادی 

ویژه نامه اربعین حسینی
امام باقر(ع) فرمودند: اگر مردم میدانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين (ع) است از شوق زيارت می‏ مردند.

مستدرک الوسایل، ج 10 ، ص 309
ویژه نامه بزرگداشت حافظ
شعر حافظ همه بيت الغزل معرفت است
آفرين بر نفس دلکش و لطف سخنش
غزل شمارهٔ ۲۸۱
ویژه نامه بهار، روح زمانها
مژده ای مرغ چمن فصل بهار آمد باز
موسم می زدن و بوس و کنار آمد باز
وقت پژمردگی و غمزدگی آخر شد
روز آویختن از دامن یار آمد باز
«امام خمینی(ره)»
تفأله ای به حافظ
همتم بدرقه ی راه کن ای طایر قدس
که دراز است ره مقصد و من نوسفرم
معرفی آثار استاد
انوار مهتاب
پيوندها
منتخب تصاویر
هو الله
هو الله
 
إنّا لله وإنّا إلیه راجعون
 
در روز ازل روح مرا حُر تو کردی
 
اندر دل من مِهر وَلا پُر تو کردی
 
روزی که سر از دامن غیب باز نمودم
 
در پهلُوی من مُهر ظفر بُر تو کردی
 
روح آسمانی و ملکوتی
 
عارف صاحبدل، هنرمند و نویسنده فرزانه، مجاهد آگاه، و پدر دلسوز و مهربان«استاد یعقوب قمری شریف آبادی» در جوار خداوند رحمان آرام گرفت.
 
عارفی دلسوخته که سال ها در پرتو استقامت و پایداری به احیای عرفان و معنویت ناب، همت گماشت و کام جوانان تشنه کمال را از کوثر عشق و معرفت سیراب نمود و شیفتگان دوست را فروغ هدایت بخشید.
 
نام مبارکش بر صحیفه جانها ماندگار، و یاد دلارامش پیوسته برقرار باد!
 
  
گلچینی از کلیپ های استاد يعقوب قمری شريف آبادی
گلچینی از کلیپ های پيام مهتاب
خلاصه مطالب دیگر
  
خاطره ای از استاد قمری شریف آبادی در رابطه با شخصیت عارف الهی یوسف رضا
اوایل پاییز سال 1395ش، هنگام غروب در حال قدم زدن در خیابان بودم که با یکی از آشنایان رو به رو شدم. بعد از سلام و احوال پرسی، در مورد مسائل گوناگون معرفتی به گفتگو پرداختیم. در اثنای سخن، او که در حال تحصیل در رشته ای مرتبط با عرفان در مقطع دکترا می باشد، به من گفت: «در شهرستان ورامین، عارف بزرگواری به نام یوسف رضا در روستایی به همین نام مدفون است که متأسفانه برای مردم منطقه ناشناخته می باشد؛ اما بزرگان وادی معنویت مانند شیخ فریدالدین  عطار و عبدالرحمن جامی در آثار خود از او به نیکی و بزرگی یاد کرده اند.»
 
با شنیدن این سخن، آن چنان سرور و شادمانی در دلم پدید آمد که با ذوق و شوق بسیار گفتم: حتماً باید به زیارت این عارف بلندپایه و ناشناخته بروم و ضمن ادای احترام، وظیفه خویش را در معرفی او به شیفتگان عشق و معنا انجام دهم و گرد و غبار گمنامی و غربت را از وجود ایشان برگیرم.
 
شوق قلبی ام به قدری بود که به مطالعه و بررسی شرح حال جناب یوسف رضا پرداختم و چندی بعد، به زیارت آرامگاه مطهر ایشان توفیق یافتم و ساعاتی را در خلوتسرای وی به حالات خوش معنوی گذراندم و سپس تصمیم گرفتم هر گاه به منزل برخی فرزندان یا شاگردان اهل قلم خویش که در نزدیکی روستای یوسف رضا زندگی می کنند، می روم، در راه بازگشت به زیارت این عارف گرانمایه مشرف شوم و نسبت به مقام والای معنوی ایشان عرض ادب و احترام نمایم.
 
  
شوق عشق
مولایم! درین دنیای دنی و پر هیاهو، گاه احساس می کنم چنان شکار لحظه ها گشته ام که نه تنها باخود بیگانه ام بلکه اطراف و اطرافیان نیز آینه وار پژواک این غربت را بر گوش دل جار می زنند.
 
آنگاه تنها در خود، بین حالات و احساساتم بدنبال روزنه ای برای گریز می گردم تا بجویم کدامیک با تو پیوندی مستحکم دارند،اما کمتر از زمانی با یادت، هجومی از شوق چشم دل را روشن می کند؛
 
گویی  آب حیات را یکباره بر وجود خشکیده و پر غبارم پاشیده باشند و بوی زندگی از لابه لای تنِ خاک آلوده اش فضا را معطر کرده باشد؛
بوی خاک برمی خیزد، بویی سرشار از خاطره های دل انگیز و زنده!
 
ای زندهٔ جاودانه! با دم مسیحاییت تن و جان مرده ام را روحِ حیات ببخش تا باقیِ فرصت دنیا را با عشقت نفس کشم.
 
  
کلیه حقوق، برای سايت پيام مهتاب محفوظ است.هر گونه استفاده از محتوای سایت با ذکر منبع بلا مانع میباشد