جستجو :
مطرب مهتاب رو آنچه شنیدی بگو    .ما همگان محرمیم آنچه بدیدی بگو
ثبت نام كاربر  ورود به سايت  
 
روز قدس از دیدگاه امام خمینی(ره)
 
 

امام خميني (ره) در روز 16 مرداد سال 1358 مصادف با سيزدهم رمضان 1399 همزمان با شروع دور تازه‌اي از جنايات بي‌رحمانه رژيم اشغالگر صهيونيستي در لبنان طي پيامي، روز جمعه آخر ماه مبارك رمضان را به عنوان «روز جهاني قدس» تعيين كردند و عموم مسلمين جهان را به همبستگي اسلامي در اين روز بزرگ فراخواندند.


متن پيام امام خميني (ره) به اين شرح است:
بسم‌الله الرحمن الرحيم
من در طي ساليان دراز،‌خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم، كه اكنون اين روزها به حملات وحشيانة خود به برادران و خواهران فلسطيني شدت بخشيده است، و به ويژه در جنوب لبنان به قصد نابودي مبارزان فلسطيني، پياپي خانه و كاشانة ايشان را بمباران مي‌كند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاي اسلامي مي‌خواهم كه براي كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن به هم بپيوندند و جميع مسلمانان جهان را دعوت مي‌كنم آخرين جمعة ماه مبارك رمضان را كه از ايام قدر است، و مي‌تواند تعيين كنندة سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب، و طي مراسمي همبستگي بين‌المللي مسلمانان را در حمايت از حقوق قانوني مردم مسلمان اعلام نمايند. از خداوند متعال پيروزي مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم. والسلام عليكم و رحمة‌الله و بركاته.
روح‌الله الموسوي الخميني
امام خميني چند روز پس از صدور اين پيام در جمع اقشار مختلف مردم به تشريح ويژگي‌هاي روز جهاني قدس پرداختند. امام در اين سخنراني كه روز 25 مرداد 1358 در شهر قم بيان كردند، فرمودند:
بسم‌الله الرحمن الرحيم
«روز قدس» يك روز جهاني است. روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابلة مستضعفين با مستكبرين است. روز مقابلة ملتهايي است كه در زير فشار ظلم ‌آمريكا و غير امريكا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند. روزي است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس مي‌دانند، و عمل مي‌كنند به آنچه بايد بكنند. و منافقين ـ آنهايي كه با ابرقدرتها در زير پرده آشنايي دارند و با اسرائيل دوستي ـ در اين روز بي‌تفاوت هستند، يا ملتها را نمي‌گذارند كه تظاهر كنند. روز قدس روزي است كه بايد سرنوشت ملتهاي مستضعف معلوم شود، بايد ملتهاي مستضعف اعلام وجود بكنند در مقابل مستكبرين. بايد همانطور كه ايران قيام كرد و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد،‌ تمام ملتها قيام كنند و اين جرثومه‌هاي فساد را به زباله‌دانها بريزند. روز قدس روزي است كه بايد اين دنباله‌روهاي رژيم سابق در ايران، و آن توطئه‌چينهاي رژيم فاسد و ابرقدرتها در ساير جاها خصوصاً در لبنان، تكليف خودشان را بدانند. روزي است كه بايد همت كنيد و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم؛ و برادران لبناني را از اين فشارها نجات بدهيم. روزي است كه بايد تمام مستضعفين را از چنگال مستكبرين بيرون بياوريم. روزي است كه بايد جامعة مسلمين همه اظهار وجود بكنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به اين تفاله‌هايي كه مانده است از آنها ـ چه در ايران و چه در ساير جاها.
روز قدس، روزي است كه بايد به اين روشنفكراني كه در زير پرده با آمريكا و عمال امريكا روابط دارند هشدار داد. هشدار به اينكه اگر از فضولي دست برنداريد، سركوب خواهيد شد! ما به آنها مهلت داديم و با ‌آنها با ملايمت رفتار كرديم كه شايد دست از شيطنت بردارند و اگر دست برندارند، كلمة آخر را خواهيم گفت و خواهيم به آنها فهماند كه ديگر رژيم سابق قابل برگشتن نيست و ديگر امريكا نمي‌تواند به اينجا حكومت كند، و ديگر ساير ابرقدرتها نمي‌توانند در اين مملكت حكومت كنند. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار داد كه بايد دست خود را از روي مستضعفين برداريد و سر جاي خود بنشينيد.

ادامه مطلب

 
اسرائیل نابود خواهد شد
 

فلسطين آزاد خواهد شد؛ در اين هيچ شبهه‌اى نداشته باشيد. فلسطين قطعاً آزاد خواهد شد و به مردم بر خواهد گشت و در آنجا دولت فلسطينى تشكيل خواهد شد؛ در اينها هيچ ترديدى نيست؛ اما بدنامى آمريكا و بدنامى غرب برطرف نخواهد شد. اينها همچنان بدنام خواهند بود. شكى نيست كه بر اساس حقايقى كه خداى متعال تقدير كرده است، خاورميانه‌ى جديد شكل خواهدگرفت. اين خاورميانه، خاورميانه‌ى اسلام خواهد بود... رهبر انقلاب، 8/12/1388
 

ادامه مطلب

 
شيعيان خاص آستان ولايت؛برگرفته از كتاب شريف «انسان كامل مرآت خفيّه»(استاد یعقوب قمری شریف آبادی)
 

انسان كامل وارث خاص اختران سعادت و كرامت بشريّت مي‌باشد كه در هدايت و راهنمايي تسليم شدگان و بندگان خداي رحمان همچون رسول ختمي مرتبت(ص) حريص و مشتاق است؛ آن‌گونه كه براي ايمان آورندگان محفل ولايت چون شمع تابان مي‌سوزد و دل‌هاي خموش و ظلماني را به نور شناخت و هدايت بر مي‌افروزد.

اشاره
شيعه در لسان اهل بيت(ع) به مشايعت‌كننده و پيرو اميرالمومنين(ع) تعبير و تفسير شده است؛ آنجا كه مي‌فرمايند: «الشيعه من شايع عليا». شيعه يك مكتب پويا و يك حقيقت هميشه زنده جاري و ساري در كالبد زمان بوده و هست. رهبر كبير انقلاب حضرت امام خميني(ره) به عنوان يگانه و نماد شيعة خاص در عصر حاضر، بيانگر حقيقت تشيع چه در اعتقادات و چه در سيرة عملي است و الگوي ارادتمندان و متوسلان به طريق نوراني حضرات(ع) مي‌باشد. امروزه كه سالياني است، خورشيد فروزان حضرتش به غروب نشسته، پيرو خاص و شاگرد صديق و ارادتمند حقيقي ايشان حضرت آيت الله خامنه‌اي (مد ظله العالي) سكان‌دار كشتي تشيع در عصر حاضر گشته و با شجاعت، تدبير، صداقت، درايت و تيزبيني خاصي كه از مواهب الهي به ايشان رسيده، در درياي متلاطم كنوني، امت اسلامي را به سرمنزل مقصود رهنمود گشته‌اند، بر ماست كه همگام و همصدا با دولت خدمتگزار آقاي دكتر احمد‌ي‌نژاد كه در تبعيت و مشايعت از رهبر عظيم‌الشان جهان تشيع، پيشگام مي‌باشد، در اطاعت و پيروي محض از سيرة نوراني اهل بيت(ع) كوشا و ساعي باشيم.

در تلألؤ جلوه گشايي حضرت معشوق و در هنگامة تجلي هستي، صلاي قدسي «كنت كنزاً مخفياً؛ من گنجي پنهان بودم» در ذره ذره وجود طنين افكن شد و حقيقت سرّ «فأحببت أن اعرف؛ پس دوست داشتم كه شناخته شوم» در روايت پر رمز و راز «إن الله خلق آدم علي صورته»(1) متجلي گشت. از اين رو، مقصود از «فخلقت الخلق؛ پس خلقت را آفريدم» در مقصد والاي «لكي اعرف؛(2) براي آنكه شناخته شوم» خلاصه گرديد. و با ظهور صورت تام انساني كه مبارك‌ترين جلوة وجود در ميان مخلوقات است، بنيان هستي بر توحيد و معرفت حق استوار شد. سيماي انساني پس از آذين به كمال روحاني «ثم أنشأناه خلقاً آخر» نواي جميل «فتبارك الله احسن الخالقين»(3) را به گوش جان شنيد و بدين سان پرتو افشان دُرّ پنهان صدف هستي گشته و متصف به مقام معنوي «وجه الله» و محقق به حقيقت «خليفه الله» شد

ادامه مطلب

 
شب قدر از نگاه مولوی در ادبیات فارسی
 

لیالی قدر همواره در فرهنگ ایرانی مورد توجه بوده و این امر در ادبیات فارسی که محل حضور و ظهور دین و اندیشه های عرفانی است، فراوان دیده می شود.

مولوی اساس و فلسفه شب قدر را در رسیدن به خداوند می داند و می گوید شب قدر بهترین بهانه و فرصت برای وصال حق است.

از میان عرفای شاعر ایران که به مضامینی چون روزه و شب قدر پرداخته می توان به مولانا اشاره کرد. برخی از اشعار مولانا تداعی کننده درک و نگاه والای این عارف بزرگ از شب قدر است و ما در این گزارش قصد داریم نگاه وی را مورد بررسی قرار دهیم.

مهمان   توام  اى جان زنهار مخسب امشب
اى  جان  و دل مهمان زنهار مخسب امشب
روى   تو  چو  بدر  آمد، امشب شب قدر آمد 
اى   شاه  همه  خوبان زنهار مخسب امشب
 
اى   سرو  دو  صد  بستان  آرام  دل مستان
 
بردى دل و جان بستان زنهار مخسب امشب
 
اى  باغ خوش خندان بی تو دو جهان زندان
 
آنى   تو  و  صد چندان زنهار مخسب امشب
در این غزل گویی مولانا به نجوای عاشقانه با خدای خویش می پردازد، چنان که گویی بر محضر حق مقیم گشته و ما را نیز به این سرچشمه جوشان رحمت فرا می خواند چرا که شب قدر همیشگی نیست و اگر قدرش را ندانی و برود شاید دگربار نباشی که دریابی اش و برایت حسرت بماند و حسرت!

شب   قدر  است  در  جانب  چرا  قدرش  نمی  دانى... 

مولوی  با اشاره به داستان کردی که شتر خود را در بیابان گم می کند و شب هنگام به مدد نور ماه آن را می یابد، می گوید:

  خداوندا  در   این   منزل  برافروز  از  کَرَم  نورى
 
که   تا   گم   کرده   خود   را   بیابد   عقل   انسانى
 
شب   قدر  است  در  جانب  چرا  قدرش  نمی  دانى
 
 تو را  می شورد  او هر  دم  چرا او را نشورانى
 
تو را  دیوانه  کرده ست او قرار جانت برده ست او
 
غم   جان  تو  خورده  ست او چرا در جانش ننشانى
 
چو او  آب است و تو جویى چرا خود را نمی جویى
 
چو او مشک است و تو بویى چرا خود را نیفشانى

این عارف بزرگ در داستان فوق، خداوند را آب و انسان را جوی دانسته و با گلایه می گوید:  «هستی ما از خداوند است و غفلت ما را از او دور کرده، حضور خداوند در زندگی ما شب قدری است که انسان قدرش را نمی داند.»

اى   یار  یگانه  چند  خسبى ...

بیداری در شب قدر نیز یکی از دیگر مسائلی است که بسیار مورد توجه مولانا قرار گرفته، وی در خلال اشعارش بسیار به این نکته توجه کرده است.

اى   یار  یگانه  چند  خسبى
 
وى   شاه  زمانه  چند  خسبى..
 
درده قدح شراب و چون شمع
 
 بنشین  به  میانه  چند  خسبى
 
بشتاب  مها  که این شب قدر
 
آمد  به  کرانه   چند  خسبى

ادامه مطلب
 

 
سیمای امیر المومنین در نگاه دیگران
 

ابوبکر 
 1) از شعبی نقل شده است که گفت : ما نشسته بودیم که دیدیم علی بن ابی طالب علیه السلام به سوی ما می آید ، ابوبکر گفت :

"من سرّه ان ینظر الی اعظم النّاس منزله عند رسول الله  فلینظر الی هذا الطالع " [1]

"هر کس خوش دارد به کسی بنگرد که جایگاهش در نزد پامبر از همه والاتر است ، به این مرد که به سوی ما می آید ، بنگرد . "

 2) ابو حامد غزالی و ابن روزبهان خنجی شیرازی نقل کرده اند که روزی ابوبکر بر فراز منبر گفت :

 " اَقیلونی وَ لَستُ بِخَیرِکُم وَ علیُّ فیکَم ."  [2]

 " مرا رها کنید ، در حالی که علی بین شماست . من بهترین شما نیستم . "

عمر بن خطّاب
1) از خلیفه دوم ،عمر بن خطّاب – نقل شده است که گفت :

"اِعلَموا اَنّه لا یَتُمُّ شرف اِلّا بِوِلایه عَلِیِّ بن اَبی طالبٍ ."  [3]

" آگاه باشید که شرافت هیچکس جز با ولایت و محبت علب بن ابی طالب ، کامل نمی شود ."

2) عمر بن خطاب وقتی در مسایل حکومتی ، مملکت داری، قضاوت و احکام فقهی درمانده می شد ، به علی(ع)

پناه می برد و پس از رفع مشکل ، می گفت :

" لَولا عَلِیُّ لَهَلَکَ عُمَرُ "

" اگر علی نبود عمر هلاک می شد . "  [4]

یا می گفت :

" اللهم لا تنزل بی شَدیدهً اِلّا وَ ابوالحسن اِلی جَنبی "

" بارالها! فرود نیاور بر من کار سختی را مگر آن که ابولحسن در کنار من باشد ."  [5]

ادامه مطلب